کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 12 تير ماه ، 1388
 
عضويت


منوی اصلی
لنكهاي اصلي
صفحه اول
لینکهای خارجی
دیگر بخشها
بخش کاربری
بخش خبری
امکانات سایت

جستجو



ارتباط با مدير سايت

مطالب تصادفی

فيلم
[ فيلم ]


موضوعات
بازي هاي رايانه
حكايت
طراحی وب و مديريت
اخبار
اخبار جالب
اخبار سايت
جواب نطر سنجي
جوك و مطالب خنده دار
عمومي
ترفند
sms و off های جالب
گالري عكس
موزيك ايراني
نرم افزار موبايل
نرم افزارهاي کاربردی
ياهو مسنجر
فيلم

عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 

پیغام کوتاه

فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.

لوگوي ما

لينك به ما

 


 
بزرگترین سایت تفریحی ایران: عمومي

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

قربانی عزیزترین پاره وجود
عمومي

 قربانی عزیزترین پاره وجود

روزی پسر بچه ای نزد شیوانا عارف بزرگ آمد و گفت : ” مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی که به کاهن معبد دارد. خواهر کوچکم را قربانی کند. لطفا خواهر بیگناهم را نجات دهید .” شیوانا سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید که زن دست و پای دختر خردسالش را بسته و در مقابل در معبد قصد دارد با چاقو سر دختر را ببرد. جمعیت زیادی زن بخت برگشته را دوره کرده بودندو کاهن معبد نیز با غرور و خونسردی روی سنگ بزرگی کنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا بود. شیوانا به سراغ زن رفت و دید که زن به شدت دخترش را دوست دارد و چندین بار او را در آغوش می گیرد و می بوسد. اما در عین حال می خواهد کودکش را بکشد. تا بت اعظم معبد او را ببخشد و برکت و فراوانی را به زندگی او ارزانی دارد. شیوانا از زن پرسید که چرا دخترش را قربانی می کند. زن پاسخ داد که کاهن معبد گفته است که باید عزیزترین پاره وجود خود را قربانی کند تا بت اعظم او را ببخشد و به زندگی اش برکت جاودانه ارزانی دارد. شیوانا تبسمی کرد و گفت : ” اما این دختر که عزیزترین بخش وجود تو نیست.
چون تصمیم به هلا کش گرفته ای. عزیزترین بخش زندگی تو همین کاهن معبد است که به خاطر حرف او تصمیم گرفته ای دختر نازنین ات را بکشی. بت اعظم که احمق نیست. او به تو گفته است که باید عزیزترین بخش زندگی ات را از بین ببری و اگر تو اشتباهی به جای کاهن دخترت را قربانی کنی . هیچ اتفاقی نمی افتد و شاید به خاطر سرپیچی از دستور بت اعظم بلا و بدبختی هم گریبانت را بگیرد !” زن لختی مکث کرد. دست و پای دخترک را باز کرد. او را در آغوش گرفت و آنگاه درحالی که چاقو را محکم در دست گرفته بود به سمت پله سنگی معبد دوید.اما هیچ اثری از کاهن معبد نبود. می گویند از آن روز به بعد دیگر کسی کاهن معبد را در آن اطراف ندید

0 امتياز پنجشنبه، 31 ارديبهشت ماه ، 1388 بازدید : 156 نظرات 2 نظر ادامه اين مطلب 156 بار بازديد شده

چه کسی جای چه کسی نشسته؟
عمومي

چه کسی جای چه کسی نشسته؟

می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس درماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت. در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود دکتر مصدق رفت و روی صندلی انگلستان نشست. قبل از شروع جلسه یکی
دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست اما پیرمرد تحویل نگرفت و روی همان صندلی نشست.
جلسه داشت شروع می شد و هیات نمایندگی انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خودش بنشیند اما پیرمرد اصلاً نگاهشان هم نمی کرد.
جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای انگلستان نشسته اید و جای شما آن جاست.
کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد که مصدق بالاخره به حرف آمد و گفت:خیال می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی انگلیس کدام است؟ نه آقای رییس، خوب می دانیم جایمان کجاست اما راستش را بخواهید چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستن برای خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای ایشان نشستن یعنی
چه. او اضافه کرد که سال های سال است که دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست.
با همین ابتکار و حرکت عجیب بود که تا انتهای نشست فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفت و در نهایت هم انگلستان محکوم شد.

5 امتياز پنجشنبه، 24 ارديبهشت ماه ، 1388 بازدید : 186 نظرات 1 نظر ادامه اين مطلب 186 بار بازديد شده

انتخاب جانشین
عمومي

انتخاب جانشین

روزی پادشاهی سالخورده که دو پسرش را در جنگ با دشمن از دست داده بود، تصمیم گرفت برای خود جانشینی انتخاب کند.
پادشاه تمام جوانان شهر را جمع کرد و به هر کدام دانه ی گیاهی داد و از آنها خواست، دانه را در یک گلدان بکارند و گیاه رشد کرده را در روز معینی نزد او بیاورند.
پینک یکی از آن جوان ها بود و تصمیم داشت تمام تلاش خود را برای پادشاه شدن بکار گیرد، بنابراین با تمام جدیت تلاش کرد تا دانه را پرورش دهد ولی موفق نشد. به این فکر افتاد که دانه را در آب و هوای دیگری پرورش دهد، به همین دلیل به کوهستان رفت و خاک آنجا را هم آزمایش کرد ولی موفق نشد.
پینک حتی با کشاورزان دهکده های اطراف شهر مشورت کرد ولی همه این کارها بیفایده بود و نتوانست گیاه را پرورش دهد.
بالاخره روز موعود فرا رسید. همه جوان ها در قصر پادشاه جمع شده و گیاه کوچک خودشان را در گلدان برای پادشاه آورده بودند.
پادشاه به همه گلدان ها نگاه کرد. وقتی نوبت به پینک رسید، پادشاه از او پرسید: « پس گیاه تو کو؟» پینک ماجرا را برای پادشاه تعریف کرد.
در این هنگام پادشاه دست پینک را بالا برد و او را جانشین خود اعلام کرد. همه جوانان اعتراض کردند.
پادشاه روی تخت نشست و گفت:« این جوان درستکارترین جوان شهر است. من قبلاً همه دانه ها را در آب جوشانده بودم، بنابراین هیچ یک از دانه ها نمی بایست رشد می کردند.»
پادشاه ادامه داد: « مردم به پادشاهی نیاز دارند که با آنها صادق باشد، نه پادشاهی که برای رسیدن به قدرت و حفظ آن به هر کار خلافی دست بزند.»

5 امتياز سه شنبه، 22 ارديبهشت ماه ، 1388 بازدید : 155 نظرات 1 نظر ادامه اين مطلب 155 بار بازديد شده

داستان شیطان و انسان!
عمومي

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند...
لباس پوشید و راهی مسجد شد اما در راه زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی مسجد شد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی مسجد شد.
در راه با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد از او تشکر کرد و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه دادند.
همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست کرد تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.
مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری کرد !!!
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار کرد و مجدداً همان جواب را شنید !
مرد اول تعجب کرد که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند!!!
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.))
مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح داد:
من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم! وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید.
من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه با جدیت بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به مسجد مطمئن ساختم...!

 نکته اخلاقی: کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید.

5 امتياز شنبه، 29 فروردين ماه ، 1388 بازدید : 353 نظرات نظر دهيد! ادامه

عید نوروز مبارک باد
عمومي

عید باستانی نوروز بر تمامی ایرانیان جهان مبارک باد

0 امتياز پنجشنبه، 29 اسفند ماه ، 1387 بازدید : 448 نظرات نظر دهيد! ادامه

 
تعداد اخبار: 93 (19 صفحه | قابل نمايش: 5)
خوراک پاتوق

آمار کاربران
 
عضو شويد
ارسال کلمه عبور

 
عضويت:
امروز: 7
ديروز: 10
در انتظار: 0
مجموع کاربران:8,529
جديدترين کاربر: alialaviii

آمار بازديد:
 بازديد امروز : 2,605
 بارديد ديروز : 6,085
 بازديد کلي : 5340682
بيشترين تعداد آنلاين:
ميهمان: 486
اعضا: 3
مجموع: 489

وضعيت آنلاين ها :
ميهمان: 34
اعضا: 0
مجموع: 34

اعضاي آنلاين:

نظرسنجی
شما به سايت چه رتبه اي ميدهيد؟

عالي
خيلي خوب
خوب
متوسط
بد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 826
نظرات : 17

برترین مطلب روز
تاکنون مطلبی به عنوان مطلب پربیننده انتخاب نشده است .

لينك دوستان

::کولاک::

::آشپزی::
::بیا تو خبر::
::MegaX.iR::
::وبلاگستان::

::مرجع کلیپ::
::دکوراسیون::
::فقط عکس::
::samanghan::

::دنياي آي تي::
::پارسی پیکس::

::persian-learn::

::Hot download::

::عکس های زیبا::
::نقطه دات نقطه::
::ایستگاه اتوبوس::

::دکوراسیون منزل::
::عکس های کمیاب::

::عکس، جک، دانلود::
::پرتال دانلود وعكس::
::محل اجتماع بیکاران::

::زیباترین عکس سال ::
::عکس و جوک باحال ::
::عکس و کلیپ موبایل::
::کليپ.تم.آهنگ.برنامه::

::نکته هاي روز کامپيوتر::

::مجله اينترنتي مدريس::

::دانلود با لینک مستقیم::

::خاطرات یک برنامه نویس::

::بزرگترين سايت عاشقانه::
::پایگاه تخصصی کشتی کج::
::نوشته های امین هاشمی::
::آهنگ جديد عکس داغ دانلود::
::بزرگترين منبع عکسهاي خارجي::
 

  
برای تبادل لینک باید page rank شما 2 یا بالای 2 باشد. ابتدا لینک سایت را با نام "بزرگترین سایت تفریحی ایران" در سایت  یا وبلاگ خود ثبت کنید بعد از آن از اینجا درخواست خود را به من اطلاع بدهید تا لینک شما گذاشته شود.


مطالب گذشته
شنبه، 24 اسفند ماه
· هر چه خدا بخواهد!
· حکایت بهشت وموسی
شنبه، 10 اسفند ماه
· ماجرای گروه 99
سه شنبه، 6 اسفند ماه
· نصایح زرتشت به پسرش
شنبه، 3 اسفند ماه
· زخم های عشق !!
يكشنبه، 27 بهمن ماه
· تقدیم به قلب پرمهر همه پدران
پنجشنبه، 3 بهمن ماه
· نجس ترين چيز دنيا !!!
· الاغ پير..
· دعای پاک و خالص..
دوشنبه، 16 دي ماه
· باز اين چه شورش است که در خلق عالم است ...
چهارشنبه، 27 آذر ماه
· عید سعید غدیر خم مبارک...
دوشنبه، 25 آذر ماه
· لذت زندگی!
· جايگاه من در بهشت کجاست؟
دوشنبه، 18 آذر ماه
· ما چقدر زود باوریم!!
سه شنبه، 12 آذر ماه
· صلح واقعی
چهارشنبه، 22 آبان ماه
· حکایت زن و خدا
دوشنبه، 20 آبان ماه
· ولادت حضرت رضا (ع) مبارک..
جمعه، 17 آبان ماه
· تست روانشناسی
پنجشنبه، 2 آبان ماه
· 30 مطلب كوتاه و خواندني!!
· یک داستان واقعی
سه شنبه، 23 مهر ماه
· طالع بینی چینی!!
دوشنبه، 22 مهر ماه
· سیب ها!!
شنبه، 13 مهر ماه
· سوالاتی جالب و پاسخ های باور نکردنی(تست هوش)
چهارشنبه، 10 مهر ماه
· عيد فطر مبارك!
شنبه، 6 مهر ماه
· ترفند کتابخانه انگلیس!!
سه شنبه، 26 شهريور ماه
· بهشت واقعی!!
شنبه، 23 شهريور ماه
· گنجشک و خدا
يكشنبه، 17 شهريور ماه
· تست روانشناسی جالب
دوشنبه، 11 شهريور ماه
· آیا شیطان وجود دارد؟؟
شنبه، 26 مرداد ماه
· نيمه شعبان مبارك...

مطالب قدیمی تر

صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما

کپی برداری از مطالب بزرگترین سایت تفریحی ایران تنها با ذکر منبع مجاز می باشد


 



CopyRight 2006-2010 Pa2gh All Rights Reserved

www.pa2gh.net