<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" 
  xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
  xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
  xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" >

<channel>
<title>بزرگترین سایت تفریحی ایران</title>
<link>http://pa2gh.net</link>
<description>پاتوق جوانان</description>
<dc:language>en-us</dc:language>
<dc:creator>info@pa2gh.org</dc:creator>
<dc:date>26-12-1388</dc:date>

<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
<sy:updateBase>26-12-1388</sy:updateBase>

<item>
<title>سفر به ایتالیا</title>
<link>http://pa2gh.net/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=591</link>
<description><![CDATA[<p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><font size="3"><strong><font face="Times New Roman">روزی روزگاری یک زن قصد میکنه یک سفر دو هفته ای به ایتالیا داشته باشه... شوهرش اون رو به فرودگاه می رسونه و واسش آرزوی می کنه که سفر خوبی داشته باشه... زن جواب میده ممنون عزیزم ، حالا سوغاتی چی دوست داری واست بیارم؟<br />
مرد می خنده و میگه : &quot;یه دختر ایتالیایی&quot;<br />
زن هیچی نمیگه و سوار هواپیما میشه و میره ... دو هفته بعد وقتی که زن از مسافرت برمی گرده ، مرد توی فرودگاه میره استقبالش و بهش میگه : خب عزیزم مسافرت خوش گذشت؟<br />
زن : ممنون ، عالی بود!<br />
مرد می پرسه : خب سوغاتی من چی شد؟<br />
زن : کدوم سوغاتی؟<br />
مرد : همونی که ازت خواسته بودم... دختر ایتالیایی!!<br />
زن جواب میده: آهان! اون رو میگی؟ راستش من هر کاری که از دستم بر می آمد انجام دادم! حالا باید 9 ماه صبر کنم تا ببینم پسر میشه یا دختر؟</font></strong></font></p>
<p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"><font size="3"><strong><font face="Times New Roman">نتیجه گیری مهم این <strong>داستان</strong> :</font></strong></font></p>
<p align="center" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" dir="rtl"><font color="#ff0000" size="3"><strong><font face="Times New Roman"><strong>هیچ وقت سعی نکن که یک زن رو تحریک کنی! اون ها به طرز وحشتناکی باهوش هستند!!!</strong></font></strong></font></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">591@http://pa2gh.net</guid>
<dc:subject>جوك</dc:subject>
<dc:date>7-11-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط ali</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>داستانی بس جالب!</title>
<link>http://pa2gh.net/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=590</link>
<description><![CDATA[<strong><font face="Times New Roman" size="3"><br />
حتما ماجرای راننده ایرانی در کانادا را شنیده&zwnj;اید که دنده عقب می&zwnj;رفته که به ماشین یک کانادایی می&zwnj;زند و پلیس که می&zwnj;آید، از راننده ایرانی عذرخواهی می&zwnj;کند و می&zwnj;گوید &quot; لابد راننده کانادایی مست است که مدعی&zwnj; شده شما دنده عقب می&zwnj;رفتید!&quot;<br />
<br />
حالا اتفاق جالب&zwnj;تری در اتوبان اصفهان رخ داده: همشهری اصفهانی ما توی اتوبان با سرعت ۱۸۰ کیلومتر در ساعت می رفته که پلیس با دوربینش شکارش می کند و ماشینش را متوقف می کند. پلیس می&zwnj;آید کنار ماشین و می&zwnj;گوید:<br />
<br />
&quot;گواهینامه و کارت ماشین!&quot; اصفهانی با لهجه غلیظی می&zwnj;گوید:&quot; من گواهینامه ندارم. این ماشینم مالی من نیست. کارتا ایناشم پیشی من نیست.<br />
<br />
<br />
من صاحَب ماشینا کشتم آ جنازشا انداختم تو صندق عقب. چاقوش هم صندلی عقب گذاشتم! حالاوَم داشتم میرفتم از مرز فرار کونم، شوما منا گرفتین.&quot;<br />
<br />
مامور پلیس که حسابی گیج شده بوده بیسیم می&zwnj;زند به فرمانده&zwnj;اش و عین قضیه را تعریف می&zwnj;کند و درخواست کمک فوری می&zwnj;کند.<br />
<br />
فرمانده اش هم میگوید که او کاری نکند تا خودش را برساند! فرمانده در اسرع وقت خودش را به محل می&zwnj;رساند و به راننده اصفهانی می&zwnj;گوید:<br />
<br />
آقا گواهینامه؟ اصفهانی گواهینامه اش را از توی جیبش در می&zwnj;آورد و می&zwnj;دهد به فرمانده. فرمانده می&zwnj;گوید: کارت ماشین؟ اصفهانی کارت ماشین را که به نام خودش بوده از جیبش در می&zwnj;آورد و می&zwnj;دهد به فرمانده.<br />
<br />
فرمانده که روی صندلی عقب چاقویی نیافته، عصبانی دستور می&zwnj;دهد راننده در صندوق عقب را باز کند. اصفهانی در را باز میکند و فرمانده می&zwnj;بیند که صندوق هم خالی است.<br />
<br />
فرمانده که حسابی گیج شده بوده، به راننده اصفهانی می&zwnj;گوید:&quot; پس این مأمور ما چی میگه؟!&quot;<br />
<br />
اصفهانی می&zwnj;گوید: &quot;چی میدونم والا جناب سرهنگ! حتماً الانم می&zwnj;خواد بگد من داشتم ۱۸۰ تا سرعت می&zwnj;رفتم؟<br />
</font></strong>]]></description>
<guid isPermaLink="false">590@http://pa2gh.net</guid>
<dc:subject>جوك</dc:subject>
<dc:date>5-11-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط ali</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>ازدواج دانشجویی!?</title>
<link>http://pa2gh.net/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=589</link>
<description><![CDATA[<font face="Times New Roman"><strong><font color="#ff0000" size="5">ازدواج دانشجویی</font></strong></font><br />
<br />
<strong><font face="Times New Roman" size="3">چگونه یک ازدواج دانشجویی موفق داشته باشیم؟<br />
<br />
همان طور که می دانید ازدواج بر سه قسم است: ازدواج موقت ، ازدواج دائم و ازدواج دانشجویی!!<br />
در این نوشتار می خواهیم راه های یک ازدواج موفق دانشجویی را مورد بررسی قرار دهیم.<br />
ازدواج دانشجویی از سه کلمه ازدواج + دانشجو + یی تشکیل شده است!!<br />
در لغت نامه این کلمات این گونه تفسیر می شوند:<br />
ازدواج : 2 تاشدن ، قاطی مرغ ها شدن ، از دست رفتن! از پا افتادن ، کاری است خوب که من آن را خیلی دوست می دارم!<br />
دانشجو : نام چیزی است که این روزها همه هستند! بلاتشبیه به تلفن همراه که همه دارند. انسان علاف از نوع باکلاسش را گویند!!<br />
یی : چنین کلمه ای هنوز کشف نشده است.!!<br />
.!!<br />
اولین و آسان ترین راه برای ازدواج دانشجویی مایه دار بودن است. اگر خودتان مایه دار نیستید لااقل سعی کنید پدرتان مایه دار باشد. اصولا اگر مایه دارید دیگر لازم نیست ادامه این مطلب را بخوانید!!!! پاشید برید ازدواج دانشجویی تو نو بکنید!! در این موارد بهتر است اول مزدوج شده و سپس دانشجو شوید تا مدرکی که می خواهید بگیرید ( در واقع بخرید!! ) مطابق میل دوشیزه خانوم باشد!!!<br />
اگر هم مایه دار نیستید خوب چه کارتون کنم بشینید صبح تا شب درس بخونید تا کنکور قبول شده و نمونه ی یک انسان موفق شوید تا به شما هم بگویند : چه پیامی برای هم سن و سالهایت داری؟<br />
برای توفیق در امر ازدواج دانشجویی بهتر است سعی کنید در دانشگاه آزاد قبول شوید تا وقت بیشتری برای انجام این کار های فوق برنامه !! داشته باشید!!! قبولی در دانشگاه شریف به هیچ عنوان توصیه نمی شود!! قبولی در این دانشگاه به هر انگیزه ای غیر از درس شما را به یک جوان ناکام تبدیل خواهد کرد!<br />
بله همکارانم به من اشاره می کنند لحظاتی قبل کلنگ احداث شش تا دانشگاه آزاد دیگر به زمین زده شد تا شما جوانان عزیز راحت تر ازدواج دانشجویی نموده و مدارج علمی را ترقی نمایید!! تو همین فاصله شد دوازده تا!!!<br />
سعی کنید در انتخابات رشته ، به رشته هایی علاقه مند باشید که بیشتر ظرفیت را جنس مخالف تشکیل می دهند! مثلا نسبت 59 به یک از ضریب بالایی برخوردار است!! ( در غیر این صورت نگران نباشید انواع و اقسام انجمن های علمی و کانون ها و تشکل ها و هلال احمر و گروه سرود و ... شما را به سرمنزل مقصودتان می رساند!)<br />
اصلا از ایجاد آشنایی نترسید و همیشه سعی کنید برای شروع آشنایی دنبال یک بهانه خوب باشید. خجالت نکشید ، برید جلو و با شهامت حرفتون رو بزنید!<br />
پسر : سلام خانوم! ببخشید می شه با من ازدواج کنید!<br />
بوووووووووووووومب !!!<br />
بلوتوث خود را همیشه در محیط کلاس روشن بگذارید!<br />
به هر حال اگر از آن دسته از دانشجوهایی هستید که ازدواج دانشجویی کرده اید ، بهتون تسلیت میگم ! اگر هم هنوز مجردید برید ازدواج دانشجویی کنید دیر میشه ها!!<br />
کات آقا ! کات ! پسره ی اسکل من گفتم ایجاد آشنایی ! نگفتم زرت بری بگی ازدواج که!!!<br />
اگر دختر هستید سعی کنید جزوه های درسی تان را خوش خط بنویسید!! اگر هم پسرید لازم نیست جزوه بنویسید! چون همان طور که می دانید خوبیت ندارد یک دختر از یک پسر جزوه بگیرد!! مردم چی میگن! مثل خواستگاری دختر از پسر که عرف نیست!!!</font></strong>]]></description>
<guid isPermaLink="false">589@http://pa2gh.net</guid>
<dc:subject>جوك</dc:subject>
<dc:date>5-11-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط ali</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>وکیل خسیس اصفهانی</title>
<link>http://pa2gh.net/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=588</link>
<description><![CDATA[<strong><font face="Times New Roman" size="3"><font color="#ff0000" size="5">وکیل خسیس اصفهانی</font><br />
مسئولین یک موسسه خیریه متوجه شدند که وکیلی پولدار در اصفهان زندگی می کند و تاکنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند.<br />
مسئول خیریه : آقای وکیل ، ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردار هستید ولی تاکنون هیچ کمکی به خیریه نکرده اید. نمی خواهیددر این امر خیر شرکت کنید.<br />
وکیل میگه : آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردند ، متوجه شدند که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله ، هفته ی پیش درگذشت و در طول آن سه سال ، حقوق بازنشستگی اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی داد ؟<br />
مسئول خیریه با کمی شرمندگی: نه نمی دانستم خیلی تسلیت می گویم.<br />
وکیل : آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید ، فهمیدید که برادرم در تصادف هر دو پایش را از دست داد و دیگر نمی تواند کار کند و زن و بچه دارد و سال هاست خانه نشین است نمی تواند از پس مخارج زندگیش براید؟<br />
مسئول خیریه با شرمندگی بیشتر : نه نمی دانستیم ، چه گرفتاری بزرگی...<br />
وکیل : آیا در تحقیقاتشان متوجه شدند که خواهرم سال هاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تامین هزینه های درمانیش قرار دارد؟<br />
مسئول خیریه که کاملا شرمنده شده بود گفت : ببخشید ، نمی دانستیم این همه گرفتاری دارید.<br />
وکیل : خوب حالا وقتی که من به اینها یک ریال کمک نکرده ام ، شما چطور انتظار دارید به خیریه شما کمک کنم؟<br />
</font></strong>]]></description>
<guid isPermaLink="false">588@http://pa2gh.net</guid>
<dc:subject>جوك</dc:subject>
<dc:date>5-11-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط ali</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>ويتامين هاي عاشقي براي آقايان و خانوم ها (طنز)</title>
<link>http://pa2gh.net/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=587</link>
<description><![CDATA[<strong><font face="Times New Roman" size="3"><font color="#ff0000">ويتامين A1 مخصوص آقايان !</font><br />
آقايان محترم مصرف کنند - ويتامينA1 : همسرتان را با زنان ديگر مقايسه نکنيد<br />
هيچ موقع خانمان را با زن ديگر، بويژه مادرتان، زن سابق تان يا نامزد قبلي تان مقايسه نکنيد. هرگزدربار? سايرروابطي که قبلا احتمالا داشته ايد، مشتاقانه و با حسرت حرف نزنيد. با اين اعمال شما عدم امنيت را در جايي که نبايد باشد، ايجاد مي کنيد. مردي که مي خواهد گذشته را دوباره زنده کند، به سوي دردسر مي رود.<br />
به خاطر داشته باشيد همسرتان مي خواهد در زندگي شما مقدم ترين فرد باشد. وقتي شما الگويي را مثال مي زنيد مانند مادرتان، همسر قبلي تان، دخترخاله تان، آنطور احساس کردن براي او خيلي سخت است. او باور مي کند که بايد دقيقا عين آن الگو عمل، و از آن پيروي کند. هر زني دوست دارد بابت توانائيهاي خودش مورد تحسين قرار گيرد. به او اجازه دهيد همان زن شايسته اي باشد که هست. بدانيد که اگر به هر کس آزادي بدهيد که خودش باشد او بهترين فرد مي گردد.<br />
<br />
<font color="#ff0000">ويتامين A2 مخصوص آقايان !</font><br />
آقايان مصرف کنند - ويتامينA2 : عشق خود را نسبت به همسرتان اثبات کنيد.<br />
زنها از شما مردها مي خواهند، عشق خودتان را به گونه اي محسوس و مملوس نشان دهيد. در واقع، عشق را هر روز و از راههاي کوتاه بايد بر زبان آورد و نشان داد. خريد هديه هاي کوچک و تقديم آن به شکلي خوشايند مي تواند جالب و زيبا باشد. مثلا شما مي توانيد يک بسته شکلات بزرگ بخريد و به آن يادداشتي ضميمه کنيد، بدين مضمون: &quot;تقديم به همسر بي نظيرم که هميشه به من خوبي و عشق مي دهد.&quot;هديه هايي که خانمها دوست دارند شوهرانشان به آنها تقديم کنند بدين قرارند: گل، کارت پستالهاي زيبا همراه با دست خط خودتان، عطر، جواهرات، مجسمه هاي زيبا، کيف، لباس، بسته هاي شکلات (کاکائو هاي تخته اي)، تلفن موبايل، ساعت مچي و اگر خيلي پولداريد ماشين هاي مدل بالا!.... اگر امکان پيچيده هديه است، حتما آن را با کادوهاي رنگي زيبا بسته بندي کنيد.<br />
خانمها دوست دارند خودشان بسته بندي ها را باز کنند. گرفتن هديه، به زنها احساس با ارزش بودن مي دهد و عدم دريافت هديه، اين پيام را براي زن تدعي مي کند که شما براي او هيچ ارزشي قائل نيستيد و و به او توجه نداريد و در يک کلام، دوستش نداريد. در مشاوره هاي خصوصي مان زماني که با مراجعان صحبت مي کنيم و مي گوييم که اين تکنيکها را به کار بريد، خانمها مي گويند که خيلي دوست داريم دقيقاً شوهرمان اين کارها را برايمان انجام دهد ولي شوهرمان مي گويد اين مسخره بازيها و اين بچه بازيها ديگر چيست؟ پس اين لباسهايي که پوشيده ايد چه کسي برايت خريده است؟<br />
يا خرج خانه را چه کسي مي کند؟ آقايان، قبول داريم که به طور غيرمستقيم براي خامتان خرج مي کنيد ولي وقتي که او خودش اشاره کند که به چه چيزهايي نياز دارم و با هم برويد بخريد اين روش او را دچار هيجان نمي کند. شما زماني مي توانيد او را غافلگير کنيد که خودتان بدون اطلاع او، برايش هديه هاي مختلف بخريد و در مواقعي که انتظارش را ندارد به او تقديم کنيد.<br />
بعضي از مراجعان مرد نيز مي گفتند که اين روشها مربوط به دوست پسرها و دوست دخترهاست و زندگي زناشويي فرصتي براي اجراي اين تکنيکها و مسخره بازيها نمي گذارد! ولي ما به شما آقايان مي گوييم که اين کتاب را دقيقاً براي شماها که فکر مي کنيد زندگي چيز ديگري است نوشته ايم، زيرا اگر اين روشها را به کار نبريد يا مرتباً بايد ناله ها و شکوه هاي همسرتان را بشنويد و يا اينکه خودتان تاوان هزاران مسئله اي را که بعداً برايتان پيش مي آيد را بپردازيد!<br />
<br />
<font color="#ff0000">ويتامين B1 مخصوص خانمها !</font><br />
خانمها مصرف کنند - ويتامينB1 : به همسرتان توجه کنيد<br />
به پاهاي عضلاني، به سين? فراخ و مردانه اش، به لبخند زيبايش، به شانه هاي پهنش، به دستان بزرگ و مردانه اش، به چشمان خوش حالتش، به صداي پرطنين اش و به طور کلي به هر ويژگي و صفتي که از او مرد مي سازد، توجه کنيد. اغلب مردان دوست دارند که از مردانگي آنها تعريف و تمجيد شود و آنها تشن? تعريف و تمجيد شما هستند. وقتي مردي تحسين شود، مايل است به سرعت به آن پاسخ دهد. به او بگوييد که چه همسر با قدرت و خوبي داريد و از اينکه شوهر شماست چقدر خوشحاليد و چقدر خوش اقباليد. به شوهرتان بگوييد او را در همين گونه که هست، دوست داريد و ديگر اينکه او را در دنيا با هيچ مرد ديگري حاضر نيستيد عوض کنيد.<br />
<br />
<font color="#ff0000">ويتامين B2 مخصوص خانمها !</font><br />
خانمها مصرف کنند - ويتامينB2 : شوهرتان را بابت کارهايي که انجام مي دهد تحسين کنيد<br />
به طور مثال اگر او اتومبيل را تعمير مي کند به او بگوييد چقدر خوش اقباليد که همسري را داريد که از استعداد و تواناييهاي مکانيکي تا اين حد بالا برخوردار است. اگر او با بچه ها بازي مي کند، به او بگوييد بچه ها چقدر خوشبختند که پدري چون تو دارند. اگر او اهل ورزش است به او بگوييد چقدر عالي است که مردي باهيکل متناسب داريد و به ورزش کردن اهميت مي دهد. اگر او شما را در رفاه گذاشته است به او بگويي در رؤياهايتان هم نمي گنجيد شيو? زندگي را که او برايتان فراهم آورده است داشته باشيد.<br />
<br />
<font color="#ff0000">ويتامين A3 مخصوص آقايان ! زنان نياز به صحبت ..</font><br />
آقايان مصرف کنند !<br />
ويتامينA3 : زنان نياز به صحبت کردن دارند<br />
شوهري که ياد مي گيرد هر روز وقت صرف کند و با زن خود حرف بزند و به صحبتهاي او گوش دهد، قلب او را براي هميشه تسخير مي کند. از ديدگاه ما: &quot;اگر خانمها و آقايان روزي20 دقيقه با هم صحبت کنند، درِ طلاق را براي هميشه به روي خودشان مي بندند. مردي که نياز زن را براي صحبت کردن ناديده مي گيرد، همسري مهربان و عيبجو پيدا خواهد کرد.<br />
وقتي او به شما غُر مي زند و لحظه اي آرامتان نمي گذارد آنچه در واقع او مي گويد اين است: اگر نمي توانم با گفتگويي خوب بر تو اثر بگذارم، با مذاکر? نامطبوع اثر خواهم گذاشت چون حتي بگو و مگوها بهتر است پوچي و خلأيي است که وقتي با تو هستم احساس مي کنم. آنچه او هر بار مي گويند اين است: لطفاً به حرف من گوش بده. مي خواهم آنچه را براي من اتفاق افتاده و دربار? آن نگرانم، با تو در ميان با تو در ميان بگذارم.&quot; در واقع پند يا نصيحت يا راه حلي نمي خواهم، فقط مي خواهم حرفم را بشنوي و آنچه را مي گويم درک کني و به احساس من اهميت دهي.&quot;<br />
<br />
<font color="#ff0000">ويتامين B5 مخصوص خانمها ! همسرتان را بابت ..</font><br />
خانمها مصرف کنند<br />
ويتامينB5 : همسرتان را بابت آنچه مي گوييد تمجيد کنيد<br />
<br />
به طور مثال اگر او شوخ طبع است به او بگوييد: شوخ طبعي او را دوست داريد و اين حالت او باعث احساس نشاط شما مي گردد. اگر او اهل ريسک و خطر کردن است به او بگوييد: شجاعت او را که پاي هر چه بدان اعتقاد دارد مي ايستد، خيلي دوست داريد. اگر او کم حرف است به او بگوييد: چه شنوند? خوبي است و چه نفوذ آرام کننده اي بر شما دارد. اگر او پرحرف است به او بگوييد که روح بخش و گرم کننده مجالس و مهماني هاست و چقدر دوست داريد که به سخنانش گوش دهيد. اگر او راستگو و درستکار است به او بگوييد: چه خصيصه هاي زيبايي داري و شما اين صفات را خيلي دوست داريد. اگر باوفاست به او بگوييد: چقدر عالي است که مي توان به او اعتماد کرد. به طور کلي همه چيز و هر چيزي بايستي به شيو? مثبت مورد توجه قرار گيرد و با تمجيد تفسير شود. هرگز شوهرتان را با مردان ديگر فاميلتان مقايسه نکنيد و مثلاً نگوييد که علي آقا در خانه به همسرش کمک مي کند و يا براي زنش خيلي هديه مي خرد و خيلي بهتر از تو همسرداري مي کند. با انتقاد کردن و مقايس? او با ديگران از ميزان صميميت و نفوذ خود بر همسرتان مي کاهيد. به ياد داشته باشيد که هيچ کس از انتقاد خوشش نمي آيد حتي شما!<br />
<br />
ويتامينB3 مخصوص خانمها ! حمامي گرم و نرم ..<br />
خانمها بايد مصرف کنند<br />
ويتامينB3 : حمامي گرم و نرم برايش آماده کنيد<br />
<br />
حمام را تميز و آماده کنيد. حول? تميز، صابون خوشبو و شامپوهاي عالي تهيه کنيد، سپس وان حمام را پر از آب گرم و حباب صابون کنيد. از او تقاضا کنيد که استحمامي دلچسب انجام دهد. هنگام استحمام از او با نوشيدنيهاي خوش طعم وموردعلاقه اش پذيرايي کنيد<br />
<br />
ويتامينA5 مخصوص آقايان ! شام بخريد ..<br />
ويتامينA5 : شام بخريد و به خانه بياوريد<br />
<br />
يکي از روشهايي که مي توانيد خانمتان را غافلگير کنيد اين است که بعضي از روزها پس از آنکه به محل کارتان رفتيد به زنتان تلفن بزنيد و پس از خوش و بش کردن با وي، بگوئيد: عزيزم نگران تهيه شام نباش، زيرا من موقع برگشت شام مي خرم و به خانه مي آورم.<br />
<br />
<font color="#ff0000">ويتامين B6 مخصوص خانمها !</font><br />
خانمها مصرف کنند<br />
ويتامينB6 : با کاغذهاي پشت چسب دار حرف خود را بزنيد<br />
اين نوع کاغذهاي کوچک پشت چسب دار را مي توانيد از فروشگاههاي بزرگ يا مغازه هاي لوازم تحريري خريداري کنيد. سپس يادداشتهاي خود را در جاهايي که اصلاً احتمالش را نمي دهد بچسبانيد، به طوري که وقتي صبح آماد? رفتن به محل کارش مي شود ببينيد. به طور مثال اين نوشته ها را مي توانيد بر روي کيف دستي او، بر روي داشبرد اتومبيلش و يا روي درب يخچال و فريزر بچسبانيد و در هم? آنها بنويسيد که به نظرتان او چقدر عالي و قدرتمند و دوست داشتني است و چقدر از اينکه همسر او هستيد احساس خوشحالي و شادماني داريد.</font></strong>]]></description>
<guid isPermaLink="false">587@http://pa2gh.net</guid>
<dc:subject>جوك</dc:subject>
<dc:date>5-11-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط ali</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>آرزوهاي عجيب يک مرد (طنز)</title>
<link>http://pa2gh.net/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=586</link>
<description><![CDATA[<p><font size="3" face="Times New Roman"><font face="Tahoma"><font color="#ff0000" size="5" face="Times New Roman"><strong>آرزوهاي عجيب يک مرد (طنز)</strong></font> </font></font></p>
<p><font size="3" face="Times New Roman"><strong>يك بنده خدايي، كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب، دعايي را هم زمزمه ميكرد. نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت :<br />
- خدايا ! ميشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى ؟<br />
ناگاه، ابرى سياه، آسمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت و در هياهوى رعد و برق، صدايى از عرش اعلى بگوش رسيد كه ميگفت :<br />
- چه آرزويى دارى اى بنده ى محبوب من ؟<br />
مرد، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت :<br />
- اى خداى كريم ! از تو مى خواهم جاده اى بين كاليفرنيا و هاوايي بسازى تا هر وقت دلم خواست در اين جاده رانندگى كنم !<br />
از جانب خداى متعال ندا آمد كه :<br />
- اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسيار دوست ميدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده كنم، اما، هيچ ميدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟ هيچ ميدانى كه بايد فرمان دهم تا فرشتگانم ته ى اقيانوس آرام را آسفالت كنند ؟ هيچ ميدانى چقدر آهن و سيمان و فولاد بايد مصرف شود ؟ من همه ى اينها را مى توانم انجام بدهم، اما، آيا نمى توانى آرزوى ديگرى بكنى ؟<br />
مرد، مدتى به فكر فرو رفت، آنگاه گفت :<br />
- اى خداى من! من از كار زنان سر در نمى آورم ! ميشود بمن بفهمانى كه زنان چرا مي گريند؟ ميشود به من بفهمانى احساس درونى شان چيست ؟ اصلا ميشود به من ياد بدهى كه چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟<br />
صدايي از جانب باريتعالى آمد كه : اى بنده من ! آن جاده اى را كه خواسته اى، دو باندى باشد يا چهار باندى ؟ </strong></font></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">586@http://pa2gh.net</guid>
<dc:subject>جوك</dc:subject>
<dc:date>2-7-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط ali</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>لاغر شدن به روش صد در صد تضميني</title>
<link>http://pa2gh.net/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=585</link>
<description><![CDATA[<p><font color="#ff0000" size="5" face="Times New Roman"><strong>لاغر شدن به روش صد در صد تضميني</strong></font></p>
<p><font size="3" face="Times New Roman"><strong>روزي مرد بخيلي به يك موسسه لاغري مراجعه كرد تا لاغر شود.منشي به او گفت بفرماييد در چه سطحي مي خواهيد ثبت نام كنيد ؟ بخيل گفت : چه سطوحي داريد؟ منشي گفت : ما در اينجا در دو سطح ثبت نام مي كنيم يكي در سطح ويك (ضعيف) و يكي در سطح پاور(قدرت) اگر سطح ويك را انتخاب كنيد مبلغ ثبت نام يك ساعت و 1000 تومان است و اگر سطح پاور را انتخاي كنيد 2 ساعت و 3000تومان است . بخيل با خود انديشيد من كه زياد لاغر نيستم الكي چراسه هزار تومان بدهم و سپس سطح ضعيف را انتخاب كرد . وي را به مكاني در بسته هدايت كردند در آنجا دختر جوان و زيبايي ايستاده بود مسئول موسسه گفت : شما يك ساعت وقت داريد كه اين دختر را در اين مكان بسته گير بياندازيد ضمن اينكه با اين جست و خيز لاغر مي شويد اگر توانستيد او را كمتر از يك ساعت بگيريد باقي يك ساعت وي در اختيار شماست! پس بخيل بسيار خوشحال شد و بدنبال دختر دويد تا وي را بگيرد ولي دختر بسيار چابك بود و مرتب از دست وي فرار مي كرد تا اينكه بخيل در مكاني دختر را به چنگ انداخت ! اما هنوز اقدامي نكرده بود كه زنگ پايان يك ساعت به صدا درآمد! بخيل هر چه اصرار كرد كه پول يك ساعت اضافي را ميدهم و بگذاريد اينجا باشم افاقه نكرد و وي را از آن مكان بيرون كردند.بخيل با خود گفت : فردا استثنائا خساست را كنار مي گزارم و سطح پاور را انتخاب مي كنم و دو ساعت آن مكان را كرايه مي كنم تا يك ساعت را صرف گرفتن دختر كنم و يك ساعت را .... پس روز بعد پيش منشي آن موسسه رفت و 3000 تومان زد به روي ميز و گفت سطح پاور لطفا!!! بخيل را به همان مكان ديروز هدايت كرده و در را نيز از آنطرف قفل كردند . اما شخص بخيل اثري از دختر درآنجا نديد ناگهان چشمش به مردي بسيار هيكلي و درشت اندام خورد! بخيل وحشت زده پرسيد تو كيستي و آن دختر كجاست ؟ شخص هيكلي گفت : آن دختر مربوط به سطح ضعيف است و من مربوط به سطح پاور و حالا من دو ساعت دنبال تو مي كنم و تو نيز دو ساعت وقت داري كه خودت را از چنگ من نجات دهي و فرار كني و گرنه .........</strong></font></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">585@http://pa2gh.net</guid>
<dc:subject>جوك</dc:subject>
<dc:date>1-7-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط ali</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>معجزه</title>
<link>http://pa2gh.net/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=584</link>
<description><![CDATA[<p><font color="#ff0000" size="5" face="Times New Roman"><strong>معجزه</strong></font></p>
<p><font size="3" face="Times New Roman"><strong>وقتي سارا دخترک هشت ساله اي بود، شنيد که پدر ومادرش درباره برادر کوچکترش صحبت مي کنند. فهميد برادرش سخت بيمار است و آنها پولي براي مداواي او ندارند. پدر به تازگي کارش را از دست داده بود و نمي توانست هزينه جراحي پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنيد که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه مي تواند پسرمان را نجات دهد. <br />
سارا با ناراحتي به اتاق خوابش رفت و از زير تخت، قلک کوچکش را درآورد. قلک را شکست، سکه ها را روي تخت ريخت و آنها را شمرد، فقط 5 دلار. <br />
بعد آهسته از در عقبي خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوي پيشخوان انتظار کشيد تا داروساز به او توجه کند ولي داروساز سرش شلوغ تر از آن بود که متوجه بچه اي هشت ساله شود. دخترک پاهايش را به هم مي زد و سرفه مي کرد، ولي داروساز توجهي نمي کرد، بالاخره حوصله سارا سر رفت و سکه ها را محکم روي شيشه پيشخوان ريخت. <br />
داروساز جا خورد، رو به دخترک کرد و گفت: چه مي خواهي؟ <br />
دخترک جواب داد: برادرم خيلي مريض است، مي خواهم معجزه بخرم. <br />
داروساز با تعجب پرسيد: ببخشيد؟!! <br />
دختـرک توضيح داد: برادر کوچک من، داخل سـرش چيزي رفته و بابايم مي گويـد که فقط معجـزه مي تواند او را نجات دهد، من هم مي خواهم معجزه بخرم، قيمتش چقدر است؟ <br />
داروساز گفت: متاسفم دخترجان، ولي ما اينجا معجزه نمي فروشيم. <br />
چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت: شما را به خدا، او خيلي مريض است، بابايم پول ندارد تا معجزه بخرد اين هم تمام پول من است، من کجا مي توانم معجزه بخرم؟ <br />
مردي که گوشه ايستاده بود و لباس تميز و مرتبي داشت، از دخترک پرسيد: چقدر پول داري؟ <br />
دخترک پول ها را کف دستش ريخت و به مرد نشان داد. مرد لبخنـدي زد و گفت: آه چه جالب، فکـر مي کنم اين پول براي خريد معجزه برادرت کافي باشد! <br />
بعد به آرامي دست او را گرفت و گفت: من مي خواهم برادر و والدينت را ببينم، فکر مي کنم معجزه برادرت پيش من باشد. <br />
آن مرد ، دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شيکاگو بود. <br />
فرداي آن روز عمل جراحي روي مغز پسرک با موفقيت انجام شد و او از مرگ نجات يافت. <br />
پس از جراحي، پدر نزد دکتـر رفت و گفت: از شما متشکـرم، نجات پسرم يک <br />
معجـزه واقعـي بود، مي خواهم بدانم بابت هزينه عمل جراحي چقدر بايد پرداخت کنم؟ <br />
دکتر لبخندي زد و گفت: فقط 5 دلار!<br />
</strong></font></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">584@http://pa2gh.net</guid>
<dc:subject>عمومي</dc:subject>
<dc:date>1-7-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط ali</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>سريال همسر يا دردسر</title>
<link>http://pa2gh.net/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=583</link>
<description><![CDATA[<p align="center"><font color="#ff0000" size="5" face="Times New Roman"><strong>سريال همسر يا دردسر<br />
Couple or Trouble</strong></font></p>
<font face="Tahoma">
<p align="center"><img alt src="http://www.pa2gh.net/images/78935wnxhb.jpg"><br />
&nbsp;</p>
<p align="center"><font size="3" face="Times New Roman"><strong>همسر یا دردسر (به کره&zwnj;ای: 환상의 커플) (به انگلیسی: &lrm;Couple or Trouble ) نام یک سریال درام-کمدی ساخت کره&zwnj;جنوبی است. این مجموعه تلویزیونی از تاریخ ۱۴ اکتبر تا ۳ دسامبر ۲۰۰۶ از شبکه ام&zwnj;بی&zwnj;سی کره پخش شد.<br />
داستان در مورد یک زوج پولدار و دو دوست مجرد هست که یکی از این جوان های مجرد به نام جان چلسو با خانم آنا یکی از این زوج پول دار اتفاقا آشنا و به طور اشتباهی درگیر میشوند و حسابی یکدیگر رو کتک میزنند از قضا روزی خانم آنا بر اثر یک اتفاق دچار فراموشی میشه و .....<br />
يک ماه پيش (مرداد ماه) اين سريال زيبا از کانال جديد Farsi1 با دوبله فارسي پخش شد و مانند اکثر سريالهاي مورد توجه مخاطبان ايراني قرار گرفت.<br />
در شماره امروز روزانه اين سريال 16 قسمتي زيبا را براي دانلود قرار داده ام.</strong></font></p>
<p align="center"><font size="3" face="Times New Roman"><strong>&nbsp;<img alt src="http://www.pa2gh.net/images/1605Big-photo_01.jpg"></strong></font></p>
<p align="center"><font size="3" face="Times New Roman"><strong>از چپ به راست: اوه جی هو (چل&zwnj;سو)، هان یه سئول (سانگ&zwnj;شیل) <br />
و کیم سونگ مین (بیلی)<br />
&nbsp;</strong></font></p>
<p align="center"><font size="3" face="Times New Roman"><strong>بازيگران:<br />
هان یه سئول در نقش آنا جو/نا سانگ شیل <br />
اوه جی هو در نقش جانگ چل سو <br />
کیم سونگ مین در نقش بیلی پارک <br />
پارک هان بیول در نقش اوه یو کوآنگ <br />
کیم کوآنگ کیو در نقش آقای گانک </strong></font></p>
<p align="center"><br />
<font size="3" face="Times New Roman"><strong>جوایز:<br />
درام سال 2006 ام بی سی <br />
جایزه بازیگر برتر ام بی سی سال 2006 به هان یه سئول <br />
جایزه بهترین زوج هنری ام بی سی سال 2006 به اوه جی هو و هان یه سئول <br />
جایزه شهرت مردمی ام بی سی سال 2006 به هان یه سئول <br />
جایزه شهرت مردمی ام بی سی سال 2006 به اوه جی هو <br />
نامزد بهترین هنرپیشه ام بی سی سال 2006 به اوه جی هو </strong></font></p>
<p align="center"><br />
<font size="3" face="Times New Roman"><strong>&nbsp;</strong></font></p>
<p align="right"><font size="3" face="Times New Roman"><strong>&nbsp;لينکهاي <a target="_blank" href="http://1link.in/hhfnd">دانلود</a></strong></font></p>
<p align="right"><font size="3" face="Times New Roman"><strong>رمز فايل: <a href="http://www.pa2gh.net">www.pa2gh.net</a></strong></font></p>
<p align="right"><font size="3" face="Times New Roman"><strong>توجه: بعد از دانلود، توسط نرم افزار<a target="_blank" href="http://www.treepad.net/download/hjsplit.zip">hjsplit</a> فايلها را به هم Join کنيد</strong></font></p>
<p align="right">&nbsp;</p>
<p align="center">&nbsp;</p>
</font>&nbsp;]]></description>
<guid isPermaLink="false">583@http://pa2gh.net</guid>
<dc:subject>فيلم</dc:subject>
<dc:date>1-7-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط ali</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>نام پردرآمدترین ستاره های هالیوود اعلام شد</title>
<link>http://pa2gh.net/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=582</link>
<description><![CDATA[<p align="center"><font color="#ff0000" size="5" face="Times New Roman"><strong>نام پردرآمدترین ستاره های هالیوود اعلام شد</strong></font></p>
<p align="center"><font size="5" face="Times New Roman"><strong>&nbsp;<img alt src="http://www.pa2gh.net/images/HOLLY.jpg"></strong></font></p>
<p align="right"><font size="3" face="Times New Roman"><strong>&nbsp;مجله آمریکایی Forbes در فهرست جدید رتبه بندی خود، پردرآمدترین ستاره های هالیوود را برشمرد.<br />
15 نفر از گرانترین ستاره های هالیوود طی یک سال 920 میلیون دلار درآمد داشته اند. در راس این فهرست، &quot;اپرا وینفری&quot; 55 ساله مجری شوی تلویزیونی دیده می شود که طی یکسال 275 میلیون دلار درآمد داشته است. پس از او مدونا، خواننده مشهور به چشم می خورد که ظرف یکسال 110 میلیون دلار بدست آورده است، در رتبه سوم نیز سلین دیون خواننده کانادایی با 100 میلیون دلار درآمد قرار دارد. <br />
در بین بازیگران هالیوود بیشترین درآمد را &quot;آنجلینا جولی&quot; و &quot;سارا جسیکا پارکر&quot; داشته اند که هر یک 27 میلیون دلار در یکسال بدست آورده اند. دهمین جایگاه به &quot;مریل استریپ&quot; با 24 میلیون دلار رسید که در سن 60 سالگی هنوز هم محبوب و پرتقاضا است. <br />
جوانترین ستاره در این فهرست &quot;مایلی سایروس&quot; بازیگر و خواننده 16 ساله است که طی یک سال 25 میلیون دلار درآمد داشته است. <br />
</strong></font></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">582@http://pa2gh.net</guid>
<dc:subject>اخبار جالب</dc:subject>
<dc:date>1-7-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط ali</dc:creator>
<language>ar</language></item>

</channel>
</rss>
